یکشنبه , 20 می 2018 (این نسخه آزمایشی هکرز میباشد)
خانه / بازی / بررسی جزئی بازی خون آشام در خیابان های لندن

بررسی جزئی بازی خون آشام در خیابان های لندن

در افسانه‌های مردم قدیم اروپا، موجوداتی در زیر خاک زندگی می‌کنند که شب‌ها از گور بیرون آمده و برای تغذیه خود، خون مردم را می‌مکدند. این موجودات را کم و بیش در فیلم‌ها دیده‌ایم و معمولا در زبان فارسی تحت عنوان خون آشام از آن‌ها یاد می‌شود ولی قشر جوان‌تر شاید این موجودات را ومپایر هم بنامند. موجوداتی که دندان‌های بلندی دارند و برای تغذیه معمولا این دندان‌ها را در گردن قربانی فرو کرده و از این طریق خود را تامین می‌کنند. قربانی‌های خون آشام‎‌‌ها خودشان نیز به یک خون آشام تبدیل می‌شوند و گذشته‌ای که دارند دیگر مهم نیست، حالا این قربانی تنها یک خون آشام است.  خون آشام‌ها در ادبیات، سینما و حتی بازی‌های رایانه‌ای نمونه‌های زیادی دارند. اگر اهل مطالعه کتاب‌‌های نوجوانان باشید یا قبلا خوانده باشید کتاب ۱۲ جلدی دارن شان نمونه فوق العاده‌ای به شمار می‌رود. هتل ترنسیلوانیا نیز نمونه معروف همین موضوع در سینماست. خون آشام‌ها به نور حساس هستند و به همین علت نمی‌توانند روزها از محل اختفای خود خارج شوند. آن‌ها نمی‌توانند وارد مکان‌های مقدس مثل کلیسا و معابد شوند. بهترین راه کشتن یک خون آشام سوزاندن اوست. برای مسلمان‌ها تسبیح و برای مسیحی‌ها صلیب چیزهایی هستند که می‌توانند یک شخص را از شر خون آشام نجات دهند. معمولا قطرات خون از قسمت‌های مختلف بدن یک خون آشام می‌چکد. تقریبا تمام این موارد را قبلا در جاهای مختلف دیده‌ایم و خون آشام‌ها را تا حد زیادی می‌شناسیم. این‌که یک انسان چگونه به یک خون آشام تبدیل می‌شود هم نقل‌های زیادی دارد که در معروف‌ترین نقل، گفته می‌شود که این خود شیطان است که انسان‌های بدذات را به خون آشام تبدیل می‌کند. با این مقدمه خواستیم به سراغ صحبت درباره عنوانی برویم که قرار است امسال منتشر شود و از همین الان هم طرفداران زیادی دارد. بازی‌ای که اسمش Vampyr است.

عنوان Vampyr توسط استودیو Dontnod Entertainment در حال ساخت است. Remember Me بازی بدی نیست ولی Life is Strange رزومه بهتری برای این استودیو می‌سازد و باید دید حالا سازندگان این دو عنوان با Vampyr چه خواهند کرد. ساخت بازی Vampyr توسط شصت نفر آغاز شد که اکثر آن‌ها روی Life is Strange کار کرده بودند. اسم بازی هم از روی واژه‌ای مجارستانی که Vampire اسپل می‌شود گرفته شده است. عنوان Vampyr به صورت رسمی در E3 2015 معرفی شد و اطلاعات کمی از جمله اسم شخصیت اول بازی در E3 همان سال داده شد و تاریخ انتشار هم سال ۲۰۱۷ اعلام شد. این بازی نقش آفرینی خیلی زود برای خود طرفدار جمع کرد و همین الان هم افراد زیادی هستند که صبر کردن برای این بازی را کار دشواری می‌دانند. تاریخ انتشار اصلی بازی نوامبر ۲۰۱۷ بود ولی به دلیل مشکلات فنی این بازی تا نیمه اول سال ۲۰۱۸ تاخیر خورد. Vampyr بازی جالبی به نظر می‌رسد و پتانسیل بالایی برای موفقیت دارد. می‌توان گفت Vampyr یک تجربه نو برای بازیکن رقم خواهد زد اما اگر می‌خواهید خیلی بیشتر در مورد این بازی بدانید بهتر است تا پایان این مطلب ما را همراهی کنید.

لندن، ۱۹۱۸ – شهر ساکت است، خیابان‌ها سرد و تاریک و خالی هستند. آنفلوآنزای اسپانیایی ده‌ها قربانی برجای گذاشته است و بلایی جدید بر سر پایتخت نازل شده است. خون آشام‌ها! همین عبارت برای شما کافی است تا با تم بازی Vampyr آشنا شوید. تنها موضوعی که شاید در عبارت بالا کمی مبهم باشد آنفلوآنزای اسپانیایی است که این را هم خدمتتان توضیح می‌دهیم. آنفلوآنزای اسپانیایی یک بیماری همه‌گیر جهانی بود که از سال ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۰ طول کشید و بین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون قربانی داشت یعنی سه الی ۵ درصد جمعیت کره زمین! گفته می‌شود تعداد قربانی‌های این اپیدمی حتی از طاعون سیاه هم می‌توانند بیشتر باشند. در Vampyr شما کنترل دکتر Jonathan Reid را بر عهده خواهید داشت. دکتری که به تازگی به خون آشامی مبتلا شده و حالا یک ومپایر است. او معتقد است که راهی برای درمان این بیماری وجود دارد ولی برای پیدا کردن این راه باید بتواند زنده بماند و تنها راه زنده ماندن یک خون‌آشام را هم همه می‌دانیم! او باید از خون مردم شهر تغذیه کند. هرچه بیشتر خون بخورید، قوی‌تر می‌شوید ولی سوال این‌جاست که تا کجا قرار است پیش بروید؟ این جمله کارگردان بازی Philippe Moreau است. همانطور که خواندید اتفاقات بازی اوایل قرن ۲۰ رخ می‌دهند و در بازی، خون‌آشام‌ها و آدم‌خوارها نیز وارد معرکه شده و در لندن زندگی می‌کنند. آن‌ها در خفا مردم را می‌کشند و از خون آن‌ها تغذیه می‌کنند. در این میان دکتر جان رید وضعیت جالب و دوگانه‌ای دارد. وی از طرفی یک دکتر مهربان است که جان افراد زیادی را نجات داده و با افتخار می‌تواند در شهر قدم بزند ولی بعد دیگر شخصیت او اصلا زیبا نیست. شب‌ها، در تاریکی‌ها و سایه‌ها، جاناتان رید یک خون‌آشام همیشه تشنه است و به خون نیاز دارد. او با این‌که سعی می‌کند از بیماران مراقبت کند ولی خوی خون‌آشامی‌اش وی را وادار به کاری می‌کند که برایش وحشتناک است. شرایط جایی سخت‌تر می‌شود که شکارچیان خون آشام نیز به سمت او اسلحه می‌کشند و سعی در کشتنش دارند. این‌که او تا کی زنده می‌ماند، تا چه موقع می‌تواند خون مردم شهر را بخورد و کی درمانی برای خودش پیدا می‌کند سوالی است که هنوز جوابش مشخص نیست. به هر حال در سال ۱۹۱۸ خانواده‌های زیادی عزیزان خود را از دست دادند و برخی خانواده‌ها نیز به طور کلی نابود شدند و دکتر رید در همین موقع، عاشقانه به کمک مردم رفت و تا جایی که می‌توانست آن‌ها را نجات داد. درباره شخصیت اصلی بازی جزئیاتی در دست نیست جز این‌که اسم کامل او Jonathan E. Ried بوده و یک کهنه سرباز جنگ جهانی است. او توسط یکی از بیماران مبتلا به آنفلوآنزای اسپانیایی مریض شده و حالا یک ومپایر است.

داستان بازی منحصر به فرد است. حدس می‌زنم اگر به خوبی روی جزئیات داستان بازی کار شود شیفته آن شوید. استودیو Dontnod Entertainment قبلا ثابت کرده که توانایی‌ خاصی در کار کردن روی داستان بازی‌ها دارد و حالا این توانایی احتمالا روی موفقیت Vampyr نیز تاثیر خواهد گذاشت. دکتر رید در بازی مشکلات زیادی دارد. او یک ومپایر است و بدین معناست که برخلاف شغل واقعی‌اش، باید مردم را بکشد. آیا مکیدن خون مردم برای یک جراح معروف شهر کار ساده‌ایست؟ مطمئنا نه. آیا ضروری است؟ بدون شک بله! در بازی کاراکترهای زیادی را ملاقات می‌کنید و هر کدام برای خود شخصیتی مستقل داردند. هر شهروند رابطه‌های خاص خودش را دارد و همه مثل هم نیستند. به عنوان مثال یک زن بیوه پیر که در فقر زندگی می‌کند دو مرد جوان را در زندگی‌اش دارد; یک پسر بی‌خانمان که او را به فرزندی قبول کرده و پسر واقعی خودش. با صحبت با این سه نفر متوجه می‌شوید که زن پیر پسر اولی را بیشتر دوست دارد و حتی پسر خودش هم به رابطه بین این دو حسودی می‌کند و این پایان ماجرا نیست! پسری که توسط پیرزن به فرزندی قبول شده یک قاتل سریالی هم هست و پیرزن نیز روی تمام جرائم او سرپوش می‌گذارد. این مثال را به خاطر داشته باشید چراکه کمی جلوتر وقتی می‌خواهیم گیم پلی بازی را برایتان توضیح دهیم از همین مثال استفاده می‌کنیم. خلاصه کلام این است که داستان بازی با توجه به پیشینه سازندگان بعید است شکست بخورد و احتمالا به مانند Life is Strange این موضوع یک نقطه قوت برای بازی خواهد بود. هرچند به شخصه فکر می‌کنم پتانسیل موفقیت داستان Vampyr حتی از LiS نیز بیشتر است.

اولین چیزی که باید راجع به بازی Vampyr بدانید سبک آن است. Vampyr یک بازی نقش آفرینی با زاویه دید سوم شخص است که در آن شما کنترل دکتر جاناتان رید را در دست خواهید گرفت و برای زنده ماندن و بقا باید خون افراد بیگناه زیادی را بمکید. به مانند هر RPG دیگری، در Vampyr نیز شاهد ماموریت‌های اصلی یا همان quest‌ها و ماموریت‌های فرعی در کنار هم خواهیم بود و سیستم طراحی مراحل نیز قرار است تمامی جزئیات را رعایت کند. در طول بازی شما امتیاز تجربه یا همان XP کسب خواهید کرد و این‌که آن را چگونه و برای کدام توانایی و مهارت خرج کنید به خودتان بستگی دارد. دکتر رید بعد از تبدیل شدن به یک ومپایر استعدادهای زیادی پیدا کرده و می‌توانید این استعدادها را هر طور که می‌خواهید نمایان کنید. ترتیب آن‌ها نیز به خود بازیکن بستگی دارد. طبیعتا هرچقدر XP بیشتری در طول بازی بدست آورید قدرتمند‌تر خواهید شد و بازی نیز همینجا جالب می‌شود. برای اینکه قوی‌تر شوید و امتیازات بیشتری به دست آورید، نمی‌توانید بروید و شروع به حمله به مردم بیگناه کنید و در پایان شب تبدیل به یک خون‌آشام غیر‌قابل مهار شوید. کلا لول آپ کردن شخصیت جاناتان رید با شیوه سنتی بازی‌های نقش آفرینی تفاوت دارد. برای این‌که دکتر رید را قوی‌تر کنید باید یک نفر را با مکیدن خونش از پای درآورده و سپس با توجه به میزان خالص بودن خون او، قدرت کمتر یا بیشتری کسب خواهید کرد. نکته دیگر و جالب بازی این است که باید سعی کنید تعادل را حفظ کنید. همه چیز در Vampyr به هم ربط دارند و این بدان معناست که شما هر چقدر انسان‌های بیشتری را بکشید تندرستی و خوشحالی شهر رو به زوال می‌رود و کشتن بیش از اندازه به رنج کشیدن شهر و مردم ختم می‌شود. از طرفی، شما مجبورید از خون مردم تغذیه کنید وگرنه هرگز نمی‌توانید قوی‌تر شوید. اینجاست که باید سعی کنید تعادل را رعایت کنید تا هم شهر به مرحله بدبختی و رنج نرسد و هم دکتر رید بتواند قدرت خود را افزایش دهد. این یک واقعیت مهم در بازی است که شخصیت اصلی آن برای بقا باید خون مردم را بمکد ولی بازی با افراط مخالف است. فاکتورهای دیگری هم در مکیدن خون یک انسان نقش دارند و باید آن‌ها را در نظر بگیرید. به عنوان مثال وقتی یک پیرزن زیبای بی‌گناه را هدف قرار می‌دهید باید بدانید که علاوه بر خونش، شما خاطرات وی را هم تسخیر خواهید کرد و این موضوع به شما اجازه می‌دهد تا اطلاعات خود راجع به وی را بالا ببرید و خودش و خانواده‌اش را به طور کامل بشناسید. بسیاری از مردم شهر به طریق‌های مختلف به هم مرتبط هستند و به همین روش می‌توانید روابط زیادی را برای خود آشکار کنید و این یعنی شما هر بیگناهی را که می‌کشید قسمتی از اسرار یک گوشه از شهر را می‌فهمید. کشتن افراد مختلف روی دانش شما از لندن و زنجیره روابط مردم آن اثر متفاوت دارد و همه بازیکنان یک چیز یکسان را تجربه نمی‌کنند. شما علاوه بر این‌که می‌توانید زنجیره ارتباطات مردم را بفهمید، حتی می‌توانید از عاقبت و نتیجه یک عمل خاص مطلع شوید. بدون شک با همین مکانیزم‌هایی که به صورت تیتروار به آن‌ها اشاره کردیم و در ادامه مفصل‌تر آن‌ها را بررسی خواهیم کرد می‌توان از لذت‌بخش بودن Vampyr اطمینان پیدا کرد.

در Vampyr شما حق انتخاب دارید. در تمام بازی‌های نقش آفرینی این موضوع طبیعی است و فکر نمی‌کنم بتوانید بازی RPG را نام ببرید که در آن به شما قدرت اختیار داده نشود. در Vampyr نیز مثل هر نقش آفرینی دیگری می‌توانید طبق خواسته‌های خود عمل کنید و کاراکتر Dr. Jonothan Ried کاملا در اختیار شماست. بازی هرگز شما را قضاوت نمی‌کند و هیچ سیستمی که شما را از لحاظ اخلاقی بررسی کند در بازی وجود ندارد. هیچ سیاه و سفیدی در بازی وجود ندارد و شما می‌بایستی برای زنده ماندن و قوی‌تر شدن از خون مردم استفاده کنید. شخصیت اصلی بازی به کشتن انسان‌ها و خون آن‌ها نیاز دارد و بازی هرگز شما را سرزنش نخواهد کرد. برای این‌که دکتر جاناتان رید بتواند زندگی کند باید جان افراد بیگناه زیادی را بگیرد و همین موضوع از وی یک شخصیت خاکستری می‌سازد. نه خوب نه بد. نه سیاه و نه سفید! این‌ها صحبت‌های طراح بازی، آقای Florent Guillaume هستند. سیستم بازی به گونه‌ای است که تک تک انتخاب‌های شما روی بازی تاثیر دارد و این‌که کدام شخص را بکشید و کدام یکی را زنده نگه دارید روی روابط مردم و نحوه زندگی آن‌ها در شهر اثر مستقیم دارد. کمی بالاتر در مورد مادری که دو فرزند دارد و یکی از آن‌ها خلافکار است صحبت کردیم. در شرایطی مشابه شما چه تصمیمی خواهید داشت؟ آیا یک خلافکار را می‌کشید و فساد را در شهر کم می‌کنید یا زنی را به قتل می‌رسانید که خون خالص‌تری دارد و قدرت شما را بیشتر خواهد کرد؟ و اگر مادر را بکشید دیگر نمی‌توانید جلوی یک قاتل سریالی را بگیرید و مردم بی‌گناه بیشتری به دست وی کشته می‌شوند. حالا سوال این است که ترجیح شما کدام است؟ یک مادر که قدرت بیشتری به شما می‌بخشد یا یک خلافکار که کشتن آن به معنای نجات جان دیگر مردم شهر است؟ این سوالی است که هرکس می‌تواند جواب خودش را داشته باشد. یا اصلا به غیر از این مادر، اگر از بین مردمی که آن‌ها را می‌کشید یکی از آن‌ها مادر یک پسر کوچک باشد چه اتفاقی برای فرزند می‌افتد؟ همین روابط هستند که بازی را جالب می‌کنند و در زندگی مردم شهر تاثیر می‌گذارند. انتخاب‌های شما اهمیت زیادی دارد و می‌تواند جو شهر را تغییر دهد. نویسنده بازی، Stephane Beauverger صحبت‌های جالبی درمورد انتخاب‌های شما دارد. او می‌گوید که در بازی به بازیکن آزادی کامل داده می‌شود. در صحبت‌های نویسنده بازی دقیقا از عبارت complete freedom به معنای آزادی کامل استفاده شده است. او اضافه می‌کند:

“شما می‌توانید تصمیم بگیرید که همه مردم شهر را بکشید یا همه را نکشید. می‌توانید تنها جان افرادی را بگیرید که بی‌گناه نیستند”

این صحبت‌های آقای Beauverger بسیار امیدوارکننده بوده و در Vampyr قرار است معنای آزادی کامل را بچشیم. دکتری که بر‌خلاف طبیعت واقعی‌اش، به هر حال مجبور است عده‌ای را به قتل برساند اما انتخاب وی چه کسانی هستند؟ بی‌گناهانی که خون با‌کیفیت‌تری دارند یا افراد یاغی شهر؟ این تصمیمی است که شما در بازی اتخاذ خواهید کرد. همیشه به یاد داشته باشید هر تصمیمی که در بازی خواهید گرفت روی دیگر مردم شهر نیز اثر دارد و رابطه مردم با هم مثل یک دومینو می‌ماند. این موضوعی است که باید آن‌را جدی بگیرید.

شما به عنوان یک پزشک بیماران زیادی را خواهید داشت و این‌که کدام را درمان کنید یا کدام را بکشید بر عهده خودتان است ولی باز هم تاکید می‌کنم که توجه داشته باشید آینده شهر تا حد زیادی به انتخاب‌های شما بستگی دارد. شاید شخصی که در مقابل شما خوابیده است را اصلا نشناسید و در این صورت بهتر است دست به او نزنید چراکه از عواقب کار مطلع نیستید. به عنوان مثال نوشیدن خون افراد مقام‌دار قطعا مشکلات زیادی را برای شهر به وجود خواهد آورد و وضع لندن را از اینی که هست بدتر می‌کند. عکس این موضوع نیز صادق است و با مثال همان مادر و فرزند خلافکار قضیه را برایتان روشن کردیم. علاوه بر انتخاب‌های این‌چنینی، سیستم انتخاب دیالوگ نیز در بازی گنجانده شده و اهمیت انتخاب دیالوگ درست هم غیر قابل چشم‌پوشی است. می‌توانید با انتخاب یک گزینه درست، بدون خونریزی به چیزی که می‌خواهید برسید. شاید هم دردسر را بیشتر دوست دارید و می‌خواهید کمی آشوب به پا کنید. این هم به خودتان بستگی دارد و بازی شما را کاملا آزاد گذاشته و هرگز شما را مجبور به کاری نمی‌کند. در Vampyr می‌توانید وارد برخی ساختمان‌ها نیز شوید و آنجا هم نظر خود را راجع به اتفاقی که افتاده در قالب انتخاب یک دیالوگ ارائه دهید. این نظر هم کاملا شخصی است و هرکس می‌تواند نظر خودش را داشته باشد. فعالیت‌های برخی شهروندان برای دکتر رید آشکار است ولی درباره برخی دیگر اطلاعات کافی ندارید. دانستن مواردی از قبلی شغل، ویژگی‌های شخصیتی و مشکلات شخصی می‌توانند به شما در انتخاب یک قربانی درست کمک کنند. این موضوع برای افرادی که به آینده و سرنوشت شهر اهمیت می‌دهند خیلی بیشتر صادق است. اگر بتوانید به رازهای قربانی هم اشراف داشته باشید که دیگر رسما همه چیز را راجع به وی می‌دانید و کاملا از عواقب کار خود آگاه خواهید بود. در یک قسمت از بازی، دکتر Reid جعبه‌ای را پیدا می‌کند که متعلق به مردی به نام Joe بوده، کسی که از یک بازرگان محلی زورگیری می‌کند. در این سکانس وقتی جو برمی‌گردد و شما را پیدا می‌کند عصبانی شده و به شما حمله‌ور می‌شود. در این حالت شما باید خیلی زود وی را کشته و از فرصت استفاده کنید و از خونش تغذیه کنید. اما این‌کار عواقبی هم دارد. کارگردان بازی آقای Moreau در این‌باره می‌گوید:

” به محض این‌که خبر مرگ وی در روزنامه‌ها منتشر می‌شود، رفتار NPC‌هایی که با وی در ارتباط بوده‌اند برای همیشه تغییر می‌کند”

آقای Moreau ادامه می‌دهد:

“کار بازرگان محلی حالا رونق بیشتری گرفته و اجناس بهتری به شما می‌فروشد. از طرف دیگر، حالا پسر Joe یتیم شده و در فرار است و مسئولیت این‌که چه اتفاقی برای وی رخ خواهد داد بر روی دوش شماست. باز هم تصمیم با شما خواهد بود که چه کاری با پسر یتیم و بازرگان محلی انجام دهید. انتخاب خوب و بد وجود ندارد، از لحاظ اخلاقی انتخاب‌ها متفاوت هستند.”

به هر حال وظیفه شما در بازی هم درمان و هم کشتن است و باید یک تعادل یا بالانس بین این دو ایجاد کنید. نحوه ایجاد این تعادل هم جالب است و برای هر شخص می‌تواند متفاوت باشد. خون را شما به هر حال باید پیدا کنید و بمکید و تنها انتخابی که دارید این است که خون چه کسی را انتخاب کنید. خون به شما اجازه می‌دهد که سطح خود را ارتقا دهید و توانایی‌ها و مهارت‌های خون آشامی خود را آنلاک کنید. هم توانایی‌های هجومی و هم تاکتیکی. در باورهای مردم قدیم اروپا، ومپایر‌ها قدرت هیپنوتیزم هم داشتند. در Vampyr نیز می‌توانید بعضی از افراد را هیپنوتیزم کرده و آن‌ها را به یک جای خلوت ببرید و کار آن‌ها را تمام کنید. روشی که قطعا موثر واقع خواهد شد چراکه اگر کسی شما را  در حال مکیدن خون قربانی ببیند برایتان دردسر درست می‌شود. به عنوان یک خون‌آشام شما دشمنان زیادی دارید و فرار از دست آن‌ها همیشه کار ساده‌ای نیست. یکی دیگر از توانایی‌های Jonathan Reid تله پورت شدن است که می‌تواند بسیار کاربردی باشد. به کمک این قابلیت، شما خواهید توانست به صورت ناگهانی خود را به پشت سر دشمن انتقال دهید و پیروز نبرد باشید. علاوه بر این‌که شما مجبور هستید که خون خود را تامین کنید، می‌توانید با ساختن داروهای مختلف با روش crafting، جان خیلی‌ها را نیز نجات دهید.

این که در نهایت چه کسی را می‌کشید و خون کدام افراد را می‌مکید به خودتان بستگی دارد ولی باید همواره این نکته را در ذهن داشته باشید که هر شخص کیفیت خون متفاوتی دارد. معمولا افراد درست‌کارتر خون سالم‌تری دارند ولی کشتن آن‌ها تاثیر منفی روی لندن خواهد گذاشت.

یکی از عناصر مهم بازی که کمتر به آن توجه شده بخش مبارزات بازی است. با وجود ویژگی‌های فوق العاده‌ای که در بازی می‌بینیم، شاید کمتر کسی بخواهد راجع به سیستم مبارزات بازی بداند و ترجیح می‌دهد از چیزهای منحصر به فرد Vampyr بشنود اما نباید فراموش کرد که یکی از عناصر کلیدی بازی بخش مبارزات یا combat است. بر اساس گفته‌های کارگردان بازی آقای Moreau مبارزات بازی خشن هستند و روی جای‌گیری صحیح، زمان‌بندی درست و استفاده از سلاح‌های سرد و گرم. Dr Jonathan Ried می‌تواند خود را به آغوش دشمن رسانده و به صورت همزمان او را بکشد و از خونش هم تغذیه کند ولی این روش همیشه پاسخگو نیست. در بازی شما با قشر مختلفی از افراد جامعه درگیر خواهید بود. پلیس‌ها، خلافکار‌ها و شکارچیان خون‌آشام یا Vampire hunter‌ها. هر کدام از افراد این دسته‌ها توانایی‌ها و سلاح‌های خود را دارند و مثلا شکارچیان خون‌آشام با سلاح‌های گرم توسعه یافته‌ای که در اختیار دارند نخواهند گذاشت که به این سادگی خود را به آن‌ها برسانید و خون گردنشان را بمکید. مهارت‌های هر دسته متفاوت است و پیروزی در هیچ نبردی کار ساده‌ای نیست. اگر نوار خون شما کامل شود دکتر Reid قادر به استفاده از حرکات خاص خودش خواهد بود. یکی از این فنون استفاده از جادوی خون آشامی است. وقتی در حال گشت و گذار در خیابان‌های تاریک لندن هستید به NPC‌های مختلفی برمی‌خورید و کارهای متفاوتی می‌توانید انجام دهید. مثلا دکتر رید یک خون آشام است و با قدرتی که دارد می‌تواند وضعیت عاطفی و روحی یک NPC را بسنجد و از همین طریق از یک درگیری جلوگیری کند. ولی گاهی اوقات این ممکن نیست و حتما باید وارد مبارزه شوید و این‌جاست که توانایی‌های خون آشامی شما به کارتان خواهند آمد. در واقع آن تله پورتی که بالاتر راجع بهش صحبت کردیم در این وضعیت‌ها اهمیت خود را در بازی نشان می‌دهد. توانایی‌هایی هم در بازی وجود دارند که به مرور زمان و با بالا رفتن تجربه می‌توانید آن‌ها را یاد بگیرید یا همان unlock کنید. مهارت‌هایی مثل مهارت منجمد کردن خون دشمن. دکتر رید می‌تواند سلاح و ابزار متنوع هم بسازد و این هم زیر شاخه سیستم crafting بازی است. البته قبل‌تر راجع به توانایی ساخت دارو هم صحبت کردیم ولی این مربوط به بعد انسانی دکتر رید بود. او به عنوان یک خون آشام دشمنان زیادی دارد. سلاح‌های گرم متنوع، ابزار و حتی مهمات از جمله مواردی هستند که می‌توانید آن‌ها را به لطف حضور سیستم crafting در بازی بسازید. حتی می‌توانید گلوله‌های خاصی بسازید و از آن‌ها استفاده کنید تا نقطه ضعف‌های دشمنان را هدف قرار دهید. به جای مبارزات پر سر و صدا راه دیگری هم برای کنار زدن دشمنان وجود دارد و آن‌هم این است که به صورت مخفیانه افراد دشمن را بکشید. تنوع دسته بندی دشمنان شما در بازی قابل قبول است. دشمنان شما یا انسان هستند که در موردشان صحبت کردیم، یا خون‌آشامند و یا اصلا موجودات فراطبیعی هستند. هر دسته برای خود رفتار خاصی دارند و نحوه مواجهه با هر دسته متفاوت است. احتمالا مبارزات بازی از مشکل یکنواخت بودن رنج نخواهند برد. البته اطلاعاتی که از بخش combat بازی داریم آن‌قدر نیست که بتوانیم یک نظر قطعی و یا حتی نزدیک به واقعیت بدهیم و بیشتر می‌توان به حدس و گمان بسنده کرد.

اگرچه به طور کلی دشمنان شما در سه دسته کلی قرار می‌گیرند ولی جدی‌ترین دسته و افرادی که بیشتر با آن‌ها درگیر خواهید بود شکارچیان خون‌آشام هستند. برای مبارزه با این دسته از دشمنان می‌توانید از توانایی‌ها و مهارت‌های خون‌آشامیتان استفاده کنید، از سلاح‌های سرد و گرم بهره ببرید و یا تله بگذارید. به هر حال باید با داشته‌هایتان به نوعی با دشمن خود کنار بیایید و بهتر است از هر سلاحی که دارید بیشترین استفاده را ببرید. همان‌طور که بالاتر ذکر کردیم اگر نوار خون شما کامل باشد می‌توانید از توانایی‌ و حرکات خاص خود بهره ببرید. استفاده از این حرکات و مهارت‌ها به معنای این است که شما در قوی‌ترین حالت خود هستید ولی این موضوع همیشه بدون عوارض نیست! وقتی که از قدرت‌های ماورایی خود استفاده کنید از خون خود شما کم می‌شود و در نتیجه پس از تمام شدن کار شما ضعیف‌تر خواهید شد و باید خود را دوباره تقویت کنید. باید یک منبع غذایی برای تامین خود پیدا کنید تا قدرت خود را دوباره بازیابی کنید و در غیر این صورت در ادامه راه به مشکل خواهید خورد. در مواجهه با دشمنان و به خصوص شکارچیان خون‌آشام شما دو انتخاب دارید. یا با آن‌ها مبارزه کنید و در نهایت خونشان را بمکید و یا فرار کنید. اگر حالت اول برای شما صادق باشد، دشمنان با نیروهای بیشتر و قوی‌تری به تعقیب شما خواهند پرداخت و کار را برایتان دشوارتر می‌کنند. البته در ادامه مسیر شما هم خود را تقویت می‌کنید و به این منظور روش‌هایی وجود دارد که در موردشان صحبت کردیم، ولی روی هم رفته کشتن یک شکارچی خون‌آشام آن هم وسط یک درگیری یا جلوی چشم دیگران کار خیلی عاقلانه‌ای نخواهد بود. به طور کلی مثل بازی‌های جهان باز، شما بهتر است تمامی کارهای خلاف و غیر‌عرف خودتان را در خفا انجام دهید. اگر در عموم بخواهید خون یک انسان را بمکید دیگران پلیس را خبر می‌کنند و باز هم برای خود دردسر درست کرده‌اید. شهرت شما در بازی از دیگر فاکتورهایی است که باید بدان توجه کنید. نحوه به دست آوردن شهرت هم مثل بازی‌های دیگر است. هر چه کارهای خوب بیشتری انجام دهید شهرت بیشتری دریافت خواهید کرد و کار بد، از امتیاز معروفیت شما می‌کاهد. اما مهم‌تر از امتیاز شهرت، امتیاز تجربه است. در بازی‌های مختلف بسته به سبک و تم و حتی داستان بازی و شخصیت اصلی طریقه به دست آوردن تجربه یا Experience متفاوت است ولی اساس آن همه جا به یک شکل است. شما می‌توانید XP را هم در قالب یک خون‌آشام تشنه و هم در قالب یک دکتر مهربان به دست بیاورید. به عنوان یک خون آشام می‌توانید از خون مردم تغذیه کنید و یا گاها با یک بررسی کاراگاهانه مقداری XP به دست بیاورید. جا دارد یک بار دیگر به این نکته اشاره داشته باشیم که هر شخص در شهر پیشینه و داستان خودش را دارد و کشتن هر شخص تاثیر مستقیم روی روند بازی و سرنوشت شهر خواهد داشت. با نزدیک شدن به هر انسان می‌توانید اطلاعاتی از قبیل بیماری، نام و از همه مهم‌تر کیفیت خون او را مشاهده کنید. بدیهی است که هرچه blood quality یک NPC بیشتر باشد، خونش برای شما مفیدتر خواهد بود. همچنین به عنوان یک دکتر وظیفه شناس می‌توانید دارو بسازید و به کمک همان دارو جان یک انسان را نجات دهید که این هم برایتان XP خواهد خرید. هر وقت یک بیمار داروی شما را مصرف کند مقداری XP کسب می‎کنید. احتمال می‌رود برخی خون‌آشام‌های شهر دکتر Reid را بشناسند و به او کمک کنند. کشتن و نوشیدن خون انسان‌ها در بازی یک امر کاملا طبیعی بوده و خیلی زود به آن عادت خواهید کرد. هیچ محدودیتی برای کسی که کنترل دکتر رید را بر عهده دارد در بازی در نظر گرفته نشده و وی می‌تواند هر انسانی را قربانی خود کند. از مرد‌ها و زن‌های جوان بی‌گناه یا خلافکار گرفته تا پیرمرد و پیرزن و حتی بچه‌های ده دوازده ساله! کیفیت خون افراد سالم بیشتر است و خون بهتری دارند و قطعا برای شما مفیدتر خواهد بود ولی انتخاب با شماست و می‌توانید هر کسی را که دوست دارید اعم از افراد سالم، طاعون زده و غیره هدف قرار دهید. می‌خواهیم به نکات تکمیلی این مبحث برسیم. توانایی هیپنوتیزم که در موردش صحبت شد روی همه جواب نمی‌دهد و اهداف ضعیف‌تر قربانی این ماجرا می‌شوند. دشمنان شما که در محیط بازی معمولا همان شکارچیان خون‌آشام هستند از سلاح‌های گرم و عموما آتش‌زا استفاده می‎‌کنند. خلافکاران دیگر نیز معمولا سلاح گرم دارند و شخصیت اصلی بازی نیز هم سلاح گرم و هم سلاح سرد با خود حمل خواهد کرد. مبارزات بازی شبیه به دیگر بازی‌های نقش آفرینی بوده و نوار سلامتی دشمنان روی سر آن‌ها نمایان است و با هر ضربه کاهش می‌یابد. در مورد توانایی‌های دیگر دکتر رید به عنوان یک خون‌آشام اطلاعاتی در دسترس نیست و نمی‌توان راجع به مهارت‌های قفل شده نظری داد.

وقتی که در شهر در حال پرسه‌زنی نیستید و به این فکر نمی‌کنید که بهترین قربانی شما چه کسی خواهد بود نوبت به مراحل اصلی بازی یا همان main quest‌ها می‌رسد. به جز مراحل اصلی، مراحل فرعی هم در بازی حاضر هستند و آن‌ها هم با توجه به شناختی که از سبک نقش آفرینی داریم می‌توانند جذاب باشند. البته این‌که دوست دارید در شهر بچرخید یا مرحله اصلی انجام دهید یا به سراغ ماموریت‌های جانبی بروید به سلیقه و سبک بازی خودتان بستگی دارد. بخش داستانی بازی طبق گفته سازندگان بین ۱۵ الی ۳۰ ساعت طول خواهد کشید که برای یک بازی RPG زمان نسبتا کمی محسوب می‌شود ولی فراموش نکنید که Vampyr نسبت به دیگر بازی‌های نقش آفرینی هنوز جای کار زیادی دارد و نباید با غول‌های این سبک مقایسه شود. شاید اگر نسخه‌های دیگری از این بازی منتشر شود این زمان نیز طولانی‌تر باشد. تقریبا هر آن‌چه سازندگان از گیم پلی بازی گفته‌اند را حالا می‌دانیم و کافی است یک سری نکات تکمیلی دیگر را به مطلب اضافه کنیم. همان‌طور که گفته شد هر NPC در بازی شخصیت، روابط و پیشینه خودش را دارد و مرگ و زندگی‌اش روی شهر و بازی تاثیر دارد. اگر یک مادر را بکشید معلوم نیست چه بلایی به سر پسرش می‌آید و اگر یک خلافکار را بکشید شاید خونی با غلظت کمتر و کیفیت پایین‌تر نصیبتان شود ولی در عوض شهر را پاک نگه می‌دارید. در بازی با NPC‌ها در تعامل هستید و بخشی از جامعه به شمار می‌روید. این یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های بازی بوده و اینکه واقعا عضوی از یک جامعه باشید مطمئنا لذت‌بخش خواهد بود. همانطور که گفته شد شما با مردم دیگر در تعامل هستید و با پرسیدن سوال‌های درست و به‌جا، می‌توانید اطلاعات لازم از یک NPC را به دست بیاورید، از تمام روابطش خصوصا اعضای خانواده‌اش سر در بیاورید، اسرارش را بدانید و حتی غلظت خونش را پیدا کنید و در نهایت تصمیم بگیرید چه کسی ارزش یک گاز را دارد! عناصر بازی به همراه یک تم مریض می‌توانند از Vampyr یک نقش آفرینی فوق‌العاده و دوست‌داشتنی بسازند. موضوعی دیگر که هنوز ناگفته مانده است مربوط به ورود به ساختمان‌ها و خانه‌هاست. باز هم یک گذر به افسانه‌ها بزنیم، جایی که عده‌ای از مردم اروپا معتقد بودند که یک خون‌آشام بدون اجازه صاحب خانه نمی‌تواند وارد خانه شود. در Vampyr نیز چنین است. شما نمی‌توانید وارد یک خانه بشوید مگر این‌که دعوت شوید، از صاحب خانه اجازه بگیرید و یا با تکنیک هیپنوتیزم او را وادار کنید که از شما بخواهد که وارد خانه‌اش شوید. حالت سوم که قبلا هم در موردش صحبت شده، رسما به معنای در اختیار گرفتن و کنترل ذهن قربانی است. وقتی که در حال گشت و گذار در لندن هستید با موجودات جهش‌یافته دیگر، خون‌آشام‌های وحشی که به Skal معروف هستند و شکارچیان خون‌آشام که خود را Priwen Guard می‌نامند و قصد دارند تا آخرین نفر خون‌آشام‌ها را از لندن پاک کنند. پیشینه خاصی از این گروه در دست نیست و نمی‌دانیم هدفشان آیا واقعا خدمت به لندن است یا نقشه دیگری در سر دارند. معمولا گروه‌های این‌چنینی در بازی‌های ویدئویی خیلی خیرخواه نیستند و اگرچه کاری که می‌کنند به نظر خدمت به جامعه است ولی در نهایت هدفشان خطرناک است. در مورد Vampire hunter‌ها نمی‌توان نظری داد و باید منتظر انتشار بازی ماند. در مورد Skal‌ها نیز بد نیست چند نکته را بدانید. اولا اگر اهل مطالعه مقالات یا اخبار خارجی هستید شاید جایی به جای واژه Skal به Skull برخورد کنید. نام صحیح دشمنان خون‌آشام شما، همان ومپایر‌های وحشی در بازی Skal است و برای اولین بار وبسایت The Guardian به اشتباه از واژه Skull ( به معنای جمجمه ) استفاده کرد و شاید در برخی منابع دیگر نیز همین واژه را مشاهده کنید. پس آگاه باشید که ومپایرهای وحشی بازی که از دشمنان شما هم به شمار می‌روند Skal هستند. Skal‌ها جهش‌یافته‌های خطرناکی و وحشی به شمار می‌روند و نتیجه همان آنفلوآنزای اسپانیایی که اول مقاله در موردش صحبت شد هستند. این گونه ومپایرها کمتر در محیط بازی یافت می‌شوند ولی خطرناک هستند و ذاتا وحشی بوده و به هر جنبنده‌ای حمله می‌کنند. معمولا این ومپایرها زیر زمین یا گوشه دیوارها قایم شده و سعی می‌کنند از دید دیگر ومپایرها و شکارچیان مخفی بمانند. تاکنون سه Skal در بازی معرفی شده که Old Harriet، Sean Thompson و Harriet Jones نام دارند. در مورد Skill tree یا همان درخت مهارت هم باید گفت که با وجود این‌که زمان زیادی تا انتشار بازی نمانده ولی هنوز اطلاعات کامل و جامعی در دست نیست و فقط می‌دانیم که این درخت غیرخطی خواهد بود. می‌دانیم که این درخت نیز مثل هر درخت مهارت دیگری با امتیاز تجربه سر و کار دارد و مهارت‌های مختلف را با خرج امتیاز تجربه به دست خواهید آورد. بازی دارای چهار پایان مختلف است و انتخاب‌های شما حتی در نحوه تمام شدن بازی هم تاثیر خواهند داشت.

یکی از مشخصه‌های بازی محیط تاریک و خیابان‌های ناامید لندن خواهند بود. محیط بازی به شکلی طراحی شده که مریضی و نا‌امیدی را به بهترین نحو ممکن به تصویر می‌کشد. از گرافیک فنی بازی فعلا باید گذشت چرا که تا زمان انتشار بازی مطمئنا هیچ ضعفی آشکار نخواهد شد ولی گرافیک هنری بازی ظاهرا با چیزی که سازندگان می‌خواهند همخوانی دارد. داستان بازی راجع به یک دکتر است که به تازگی تبدیل به یک خون‌آشام شده و شب‌ها به طور کلی احساسات خود را از دست می‌دهد و به مردی بی‌روح تبدیل می‌شود. داستان بازی مربوط به لندن ۱۹۱۸ است، جایی که بیماری تمام شهر را فرا گرفته و لندن رو به سقوط است. هیچ‌کس از سلامتی خود اطمینان ندارد. محیط بازی هم دقیقا تصویر چنین داستانی است. یک شهر مریض و تاریک و سرد و دکتری که به هر دری می‌زند تا خود و مردمش را نجات دهد. تم کلی بازی همین است. بک‌گراند و پس زمینه Vampyr تاریک است و چیزی جز سیاهی نیست. شاید در نگاه اول لندن ۱۹۱۸ شهر زیبایی نباشد و محیط بازی خیلی به دل نشیند. واقعیت را باید گفت، محیط بازی شاید خیلی جذاب نباشد. به عنوان مثال The Witcher 3 Wild Hunt محیطی دلربا دارد و حتی چرخیدن در آن برای بازیکن جذاب است. شاید هیچ هدف خاصی نداشته باشید و تنها بخواهید محیط بازی را ببینید و از آن لذت ببرید. Vampyr از محیطی به چشم نوازی The Witcher 3 بهره‌مند نیست ولی زیبایی‌های خودش را هم دارد. در شهر مردمی را می‌بینید که در حال گفت‌و‌گو با یکدیگر هستند یا شکارچیان خون‌آشام همه دور یک آتش گرد هم آمده و استراحت می‌کنند. در تاریکی لندن این آتش زیبایی خاصی دارد و می‌تواند شما را تحت تاثیر قرار دهد. نوری است در تاریکی! در سمت دیگر، قبرستانی پر از گور و خلوت که در نوع خود ترسناک است. محیط بازی پر از چراغ‌های زیبا نیست، بانشاط و شاداب نیست، خبری از رقص و خوشگذرانی در لندن ۱۹۱۸ نخواهد بود. یاس و ناامیدی و تاریکی و مریضی تمام شهر را گرفته‌ است. شاید به عنوان یک بازیکن معمولی چیز جذابی در محیط بازی نبینید ولی به لحاظ هنری، طراحی محیط فوق‌العاده است. تاریکی و در کنار آن مه و دود آتش به بهترین نحو ممکن به تصویر کشیده شده‌اند. حداقل چیزی که در تریلرها می‌بینیم همین است. فراموش نکنید موتور سازنده بازی Unreal Engine 4 است. یک انجین بسیار قوی و فوق العاده. موتور معروفی است و بارها در مورد نسخه‌های دیگر آن در مقالات قبلی در همین سایت صحبت کرده‌ایم. این موتور عملکرد قابل ستایشی در بازی‌های دیگر داشته و امید می‌رود که در Vampyr نیز چنین چیزی را دوباره ببینیم. به نظر می‌رسد طراحی چهره شخصیت‌ها هنوز جای کار دارد و جزئیات صورت دکتر رید مصنوعی به نظر می‌رسند. این‌که در نسخه نهایی هم چنین چیزی صدق می‌کند یا نه هنوز معلوم نیست ولی به هر حال احتمال این‌که بازی دارای مشکلات گرافیکی باشد کم نیست. طراحی تکسچر‌ها، صورت‌ها، تخریب‌پذیری و افکت‌های مختلف مواردی هستند که بر روی موفقیت یک بازی تاثیر دارند و کار هم بر روی آن‌ها خیلی آسان نیست. البته افکت‌های آتش در Vampyr قابل ستایش هستند ولی در مورد چیزهای دیگری که گفته شد نمی‌توان خیلی مطمئن بود. روی هم رفته بهتر است انتظاراتتان را از گرافیک بازی بیش از اندازه بالا نبرید و بیشتر روی داستان بازی مانور دهید و خود را برای یک داستان عمیق و مهیج حاضر کنید.

محیط بازی از یک فضای دارک بهره می‌برد. شاید با سلیقه هرکسی جور در نیاید ولی به لحاظ هنری باید آن‌را ستود.

از همان لحظه‌ای که Vampyr معرفی شد طرفداران زیادی برای خود دست و پا کرد و روز به روز به تعداد افرادی که به این بازی علاقه‌مند می‌شدند نیز اضافه می‌شد. Vampyr یک بازی کم‌ادعا و مورد انتظار است که می‌تواند بعد از انتشار طرفداران بیشتری پیدا کند. سازندگانی که قبلا روی Remember Me و Life is Strange کار کرده‌اند، حالا پروژه دیگری به نام Vampyr را باید پیش ببرند. تریلرهای بازی همه نوید محیطی تاریک و مریض و تا حدودی هم ترسناک را می‌دهند. محیط بازی در حالت پیش فرض دارک بوده مطمئنا طرفداران زیادی برای خود جمع خواهد کرد. احتمالا افرادی که با تاریکی رابطه خوبی دارند از این بازی هم می‌توانند لذت ببرند. بازی از پتانسیل بالایی برخوردار است و با تلاش سازندگان می‌تواند به موفقیت برسد و حتی به نظر من می‌تواند از Life is Strange هم بهتر شود. چالش بزرگی که سازندگان در مقابل خود می‌بینند حل مشکلات فنی و گرافیکی قبل از انتشار است، مشکلاتی که بازی‌های زیادی را زمین زده و هنوز هم می‌زند. تاریخ انتشار بازی هنوز به صورت دقیق مشخص نیست ولی می‌توانید مطمئن باشید که زمان زیادی تا ریلیز بازی باقی نمانده و احتمالا به زودی تاریخ دقیق انتشار را خواهید فهمید. سال ۲۰۱۸ بازی‌های مورد انتظار زیادی دارد و Vampyr نیز یکی از آن‌هاست. عنوانی که برای Xbox One، PS4 و Microsoft Windows منتشر خواهد شد. پس اگر یکی از این دو کنسول یا PC دارید مطمئن باشید به زودی می‌توانید Vampyr را تجربه کنید و احتمالا از آن لذت ببرید.

درباره ی admin

admin
موسس وب گاه هکرها هستم / گاهی وقت آزاد دارم و مطالبی رو که فکر میکنم جذاب باشن در مجله مردمی هکرز منتشر میکنم .😀😀😀

همچنین ببینید

بهشت استعداد انسان چیست ؟

شرکت‌های نرم‌افزاری همواره به‌عنوان بهشتی برای «استعدادها» شناخته شده‌اند. نه‌تنها کارکنان این شرکت‌ها حقوق بالایی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *